ارتباطات

زندگی


سال1805 . 29 ژوئیه تولد آلکسی دو توکویل در ورنوی ،وی پسر سوم هروه دو توکویل وخانم هرو دوتوکویل بود نام خانوادگی مادرتوکویل روزامبو بود.وی نوه مالرب ، مدیر سابق «کتابخانه » درزمان «دایره المعارف » و وکیل مدافع بعدی لوئی شانزده بود . پدرو مادر آلکسی دو توکویل ، دردوران«وحشت »انقلاب در پاریس زندانی شدندو پس از سقوط رو بسیردرنهم «ترمیدور » از اعدام نجات یافتند . در دوره‌ی «احیای سلطنت » هروه توکویل ، در چنین ایالت ، از جمله موزل و سن و او آزا فرماندار شد.سال های1825- 1810 .تحصیلات زیر نظر آبه لوزوئور ، پیشکار سابق پدرش ،تحصیلات متوسطه درکالج شهر متز . تحصیلات حقوق در پاریس سال های1827-1826 .مسافرت به ایتالیا درمعیت برادرش ادوار .اقامت در سیسیل ١٨٢٩
 – به فرمان پادشاه به مقام بازپرس ،در ورسای منصوب می شود یعنی در محلی که پدرش از 1826 عنوان فرمانداری آن را داشت . 
سال1828. برخورد باماری موتله و نامزدی با او سال1830 . توکویل ، برخلاف میل باطنی خویش ،نسبت به لوئی فیلیپ سوگند یاد میکند. در این مورد به نامزدش می‌نویسد: « بالاخره سوگندیاد کردم . وجدانم به هیچ وجه سرزنشم نمی کند ،مع ذلک عمیقاً از این بابت متاثرم و این روز را جزو بدبختترین روزهای زندگی خود می‌دانم .» 

سال1831 . توکویل و دوستش گوستاو دو بومون از وزیر کشور تقاضا می کنند که به ماموریت آمریکا بروند و دستگاه تادیبی آن کشور را بررسی کنند تقاضای آنان مورد موافقت وزیر قرار می‌گیرد. 

سال های1832- 1831 . از مه 1831 تا فوریه 1832 ،اقامت درایالت متحد ، مسافرت به سرتاسر انگلیس جدید،کبک، ایالات جنوبی ( اورلئان جدید) ،و ایالات غربی تا دریاچه‌ی میشیگان . 

سال1832. توکویل، به خاطر همدردی و همبستگی با دوستش گوستاو دو بومون که در اثر امتناع از حرف زدن درمحاکمه ای که به نظر وی نقش مدعی العموم در آن قابل دفاع نمی نمودعزل شده بود از شغل قضاوت استعفا می دهد. 

سال1833. دستگاه تأدیبی ایالات متحده وکاربرد آن درفرانسه ، همراه با ضمیمه ای در باره‌ی مستعمرات . از آقایان گ . دو بومون و آ. دو توکویل ، وکلای پاریس واعضای انجمن تاریخی پنسیلوانیا . 

سال1835 . مسافرت به انگلیس و ملاقات با ناسو ویلیام سنیور درآن کشور ،انتشار جلدهای اول و دوم دموکراسی درآمریکا ،و استقبال عظیم مردم از این کتاب مسافرت مجدد به انگلیس و ایرلند. 

سال1836. ازدواج با ماری موتله .مقاله در باره‌ی وضع اجتماعی و سیاسی فرانسه پیش از1789 وپس از آن درمجله های لندن ووست مینستر مسافرت به سوئیس ازنیمه ی ژوئیه تا نیمه ی سپتامبر . 

سال1837 .داوطلب شدن توکویل برای نخستین بار در انتخابات مجلس . وی که با وجود پیشنهاد کنت موله خویشاوند خویش از قبول حمایت دستگاه دولتی سرباز می زند در انتخابات شکست می خورد. 

سال1838 . انتخاب شدن توکویل به عضویت فرهنگستان علوم اخلاقی و سیاسی . 

سال1839. توکویل، با اکثریتی عظیم ، به سمت نمایندگی ولنی ، مقر قصر توکویل ، انتخاب می شود . وی از این تاریخ تا سال 1851 که از زندگی سیاسی کناره گیری کرد دائماً از همین ناحیه انتخاب می گردد 

. وی مخبر کمیسیونی می شود که لایحه‌ی مربوط به الغای بردگی در مستعمرات را پیشنهاد می کند. 

سال1840.مخبر کمیسیون پیشنهادکننده‌ی «لایحه ی قانونی اصلاح زندانها » انتشار جلدهای سوم وچهارم دموکراسی در آمریکا ، استقبال عمومی از این کتاب محدودتر از استقبال سال 1835 است . 

1841 . انتخاب شدن توکویل به عضویت فرهنگستان فرانسه . مسافرت به الجزایر. 

1842 . انتخاب شدن به سمت مشاور عمومی ایالت مانش به عنوان نماینده‌ی بخشهای سنت – مر – الگیز و مونتبورگ 

1844 – 1842- عضویت در کمیسیون غیر پارلمانی امور آفریقا. 

1846 . اکتبر – دسامبر . سفری دیگر به الجزایر. 

1847. سخنگوی کمیسیون اعتبارات فوق العاده برای الجزایز . توکویل در این گزارش نظر خود را درباره ی مسئله ی الجزایر به صورت قطعی در می آورد وی نسبت به بومیان مسلمان . رویه‌ی محکمی را توصیه می کند که در ضمن رفاه آنان را نیز نادیده نگیرد ، و از دولت می خواهد استعمار اروپایی را در الجزایر به حد اعلا تشویق می کند . 

1848 . 27 ژانویه نطق توکویل در مجلس : « من عقیده دارم که ما در این ساعت بر روی آتشفشانی به خواب رفته ایم . » 23 آوریل . توکویل در انتخابات عمومی مجلس مؤسسان کرسی خویش را حفظ می‌کند. 

1849 ، 2 ژوئن . توکویل وزیر امور خارجه می شود . وی آرتور دو گوبینو رابه سمت رئیس دفتر خود و بومون را به سمت سفیر فرانسه در وین انتخاب می کند.30 اکتبر ،توکویل مجبور به استعفا می شود. 
1851-1850 . توکویل خاطرات خود را می نویسد. پس از 2 دسامبر از زندگی سیاسی کناره گیری می کند. 

1853 . توکویل در نزدیکی تور مستقر می شود و در بایگانیهای این شهر مدارک " حوزه های مالیاتی فرانسه قبل از انقلاب " را برای اطلاع از جامعه ی « نظام قدیم » به دقت مورد مطالعه قرار می دهد . 
 
1854 – ژوئن – سپتامبر و مسافرت به آلمان به منظور اطلاع از نظام فئودالی و بقایای آن در قرن نوزدهم 
1856 . انتشار بخش اول نظام قدیم و انقلاب . 

1857 . مسافرت به انگلیس برای مطالعه اسنادی در باره ی تاریخ « انقلاب فرانسه » در مراجعتش، دریا داری انگلیس یک کشتی جنگی را به عنوان احترام در اختیار او می نهد . 

1859. مرگ توکویل در کان ، در تاریخ 16 آوریل.

زمینه اجتماعی
سرانجام یک نفر در فرانسه پیدا شد که با الکسی دوتوکویل همراه و هم‌رای باشد و همچون او شیفته ایالات متحده آمریکا و به دور از سنت‌های جمهوری‌خواهی فرانسوی و مردد میان لیبرالیسم و دموکراسی و آن فرد کسی نیست جز نیکولاس سارکوزی رئیس پرحاشیه جمهوری پنجم فرانسه که مخالفانش او را بناپارتیست می‌دانند و ناپلئونی دیگر.
توکویل متفکری غریب است، حتی در وطن خویش. اگر بگوییم که پس از نیکولا ماکیاولی این تنها الکسی دوتوکویل است که به سیاست چون یک علم نگریسته و به جای فلسفه و فرضیه و مدینه فاضله به سراغ مشاهده رفته و شرح واقعه و بر اساس تجربه و مطالعه و بررسی اخبار و اسناد و دیدن شهرها و دولت‌های فرانسه و آمریکا آثارش را نوشته بی‌ربط نگفته‌ایم. اما فرانسویان همشهری خود را رها کرده‌اند و دل به کارل مارکس سپرده‌اند و سرسپرده پیش‌بینی‌های او شده‌اند. توکویل در این میان عجیب، غریب افتاده و حتی دو سال پیش که دوصد سالگی او گرامی می‌داشتند شوری در جهان اندیشه برپا نشد. اکنون اما در آستانه انتشار ترجمه جلد دوم «دموکراسی در آمریکا» اثر توکویل در سال ۱۳۸۷ و نیز تجدیدچاپ «انقلاب فرانسه و رژیم پیشین» حداقل برای ما ایرانیانی که هنوز به دموکراسی نرسیده‌ایم ضروری است که بفهمیم توکویل چه می‌گفت که چنین تک و تنها افتاده است؟
زمینه فکری
توکویل دقیقا از چیزهایی دفاع می‌کند که خلاف مشهورات زمانه است:
* مشهور است که تنها راه استیفای حق آزادی استقرار دموکراسی است و دموکراسی بدون برابری معنایی ندارد.
* مشهور است که طبقه متوسط مهمترین نهاد اجتماعی حامی لیبرال‌دموکراسی است و طبقه اشراف دشمنان آزادی هستند.
* مشهور است که جمع دین با دموکراسی ممکن نیست و اگر دفاع از نظام‌ ضددینی مطلوب نباشد، برای دفاع از دموکراسی باید به نظام غیردینی رضایت داد.
* مشهور است که روشنفکران پیامبران آزادی هستند و سیاستمداران و دیپلمات‌ها و تاجران و دیگران چندان اهل آزادی نیستند.
* مشهور است که انقلاب «کبیر» فرانسه مادر همه انقلاب‌های آزادیخواه تاریخ جهان است.
* مشهور است که …
توکویل در مقابل همه این مشهورات می‌ایستد:
* معتقد است که نه‌تنها دموکراسی همان آزادی نیست بلکه گاه ممکن است دموکراسی به عنوان حکومت اکثریت در قامت دشمن آزادی ظاهر شود.
* معتقد است که نه‌تنها برابری گاه در مقابل آزادی قرار می‌گیرد بلکه «در هر کجا که برابری و بیدادگری همزیستی داشته باشند تباهی پایدار معیارهای ذهنی - اخلاقی یک ملت امری گریزناپذیر است.» (انقلاب فرانسه و… / ص ۲۰)
* معتقد است که اشراف یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی در دفاع از آزادی هستند و حتی می‌گوید: «باید تا بدانجا پیش روم و بگویم که هرگاه ملتی اشرافیت خود را نابود ساخته باشد خودبه‌خود به سوی تمرکز قدرت گام خواهد برداشت.» (همان / ص ۱۱۱)
* توکویل نه تنها «ضددین» نیست، نه‌تنها «سکولار» نیست، نه‌تنها دین را افیون توده‌ها نمی‌داند، نه تنها دین را از سیاست جدا نمی‌شمارد بلکه معتقد است: «این فکر که رژیم‌های دموکراتیک به ضرورت دشمن دین هستند بر پایه درک یکسره نادرستی از واقعیت‌ها استوار است چیزی که در ایمان مسیحی و یا در کاتولیسم رُمی نیست که با دموکراسی ناسازگار باشد بلکه برعکس چنین می‌نماید که فضای دموکراتیک با مسیحیت بسیار سازگار است.» (همان / ص ۳۳)
* توکویل معتقد است هرگز ادیبان و نویسندگان و روشنفکران ادبی نمی‌توانند رهبری تحولات سیاسی را بر عهده گیرند چرا که: «آنچه برای یک نویسنده شایستگی به شمار می‌آید برای یک سیاستمدار ممکن است نکوهیده باشد و همان کیفیت‌هایی که آفرینش‌های ادبی بزرگ را موجب می‌شوند می‌توانند انقلاب‌های فاجعه‌آمیزی را پدید آورند.» (همان / ص ۲۳۷)
* توکویل گرچه ابتدا «ضد انقلاب» بود و سپس «انقلابی» شد، اما هرگز «انقلابی» نماند چرا که به روشنی می‌دید که چگونه عناصر رژیم قبل از انقلاب فرانسه در رژیم پس از آن بازتولید می‌شوند و اصولا هنر او در اثر جاودانه‌اش این بود که نشان داد چگونه عوارض انقلاب فرانسه در واقع ریشه در ماقبل آن داشته است.
توکویل متفکری جسور بود و جسارت تنها از آن متفکران چپ نیست چرا که در جهانی آکنده از اندیشه‌های چپ اگر متفکری بتواند از راست‌گرایی به‌دور از تحجر و فاشیسم دفاع کند باید جرات کند؛ جراتی بیش از آنکه به مشهورات روشنفکری و استبداد چپ‌گرایی تن دهد:
* توکویل از نظام طبقاتی، صنفی و کاستی تحلیلی هم‌دلانه می‌دهد و آن را بالکل، فی‌الجمله و پیشاپیش رد نمی‌کند و عوارض از بین رفتن پیوندهای خانوادگی و طبقاتی از جمله فردگرایی افراطی را برجسته می‌کند: «در چنین جامعه‌هایی هیچ چیز پایدار نیست هرکس از فرو افتادن به یک سطح اجتماعی پایین‌تر هراسان است و سراسیمه می‌کوشد تا وضع شخصی خویش را بهبود بخشد چون در این اجتماع پول نه‌تنها معیار انحصاری پایگاه اجتماعی شخصی می‌گردد بلکه برای انسان نجیب‌زادگی نیز می‌خرد و از آنجا که پول پیوسته دست به دست می‌گردد وضعیت اجتماعی افراد و خانواده‌ها را بالا و پایین می‌برد، هرکسی بی‌تابانه در جست‌وجوی پول است… در یک حکومت خودکامه عشق به سود … به گونه سوداهای حاکم درمی‌آید.» (همان / ص ۱۹)
و این نقد توکویل همان نقدی است که امروزه متفکران برجسته پست‌مدرن بر موج سرمایه‌داری غرب وارد می‌کنند.
* توکویل اولین کسی بود که خطر ایدئولوژیک شدن و دنیوی شدن عقاید و پیدایش ادیان دنیوی را تذکر داد؛ زمانی که نوشت: «انقلاب فرانسه نه‌تنها فراتر از مرزهای کشور فرانسه بازتاب پیدا کرد بلکه مانند همه جنبش‌های بزرگ مذهبی به تبلیغ و ترویج یک انجیل نوین دست یازید. این امر کاملا بی‌سابقه بود که یک انقلاب سیاسی در جست‌وجوی نودینان در سراسر جهان بیفتد و با شور و حرارت همَّ خود را صرف تبدیل بیگانگان به هم‌میهنان ‌سازد.» (همان / ۳۸)
توکویل اولین کسی بود که فرآیند تبدیل ایدئولوژی به دین (حتی قبل از مارکسیسم روسی) را کشف کرد و توانست دین را از ایدئولوژی تمییز دهد و معایب خدایی کردن بشر را کشف کند: «انقلاب فرانسه به یک نوع مذهبی تحول یافته بود البته نوع منحصر به فرد و ناکامل آن زیرا نه خدایی داشت و نه آیین یا وعده‌ای درباره زندگی اخروی. با این همه این دین شگفت‌انگیز مانند اسلام سراسر جهان را با حواریان، مجاهدان و شهیدانش پر ساخت.» (همان / ص ۴۱) ‏
* توکویل این توهم که در عصر سنت آزادی وجود نداشت و آزادی تنها اجتهادی مدرن است را رد کرد و به نقل از دیگر متفکر غریب (در ایران) ادموند برک از «آزادی‌های باستانی»‌ (ص ۵۳) یاد می‌کند.
* توکویل ابایی نداشت که همسایه دریایی خود انگلستان را بستاید که در آن «اشراف و عوام در فعالیت‌های کاری با یکدیگر در آمیخته بودند» (ص ۱۴۶) 
اما در «فرانسه نوین پس از شصت سال دموکراسی غالبا هنوز تعصب‌های کهن پابرجایند. اگرچه اشخاص والارتبه و تازه به دوران رسیده ممکن است از جهات دیگر با یکدیگر دوستی کنند اما ازدواج میان این دو طبقه هنوز ناخوشایند شمرده می‌شود.» (صص ۱۴۶ – ۱۴۷)
* توکویل آنقدر دقیق بود که برای اثبات اهمیت مفهوم شرافت و اشرافیت تاریخ واژه gentleman را «تاریخ خوددموکراسی» می‌داند: «دلالت [این واژه] به موازات نزدیک‌تر شدن فاصله طبقات انگلیسی و آمیختگی آنها با یکدیگر پیوسته وسیع‌تر شده است.» (ص ۱۴۷)
توکویل در اثر همین کاوشهای زبانی – تاریخی بود که علیرغم لیبرال بودن، آفات فردگرایی را شناسایی کرد:«اصطلاح فردگرایی که متناسب با شرایط امروزی ما ساخته شده است برای نیاکان ما ناشناخته بود به این دلیل که در آن روزگاران هر فردی لزوما به گروهی تعلق داشت و هیچ‌کس خود را یک واحد مجزا نمی‌انگاشت حال آنکه هر یک از هزاران گروه کوچکی که ملت فرانسه را در زمان مورد بحث تشکیل می‌دادند تنها به خودش می‌اندیشید.» (ص۱۶۴)
* توکویل می‌توانست نابرابری را از دل برابر کشف کند و نشان دهد که چگونه برابری‌خواهی عملا به نابرابری منتهی می‌شود:«نابرابری مالیاتی موجود در انگلستان به سود طبقات فقیرتر عمل می‌کند و هر چه یک طبقه فقیرتر باشد از مصونیت‌های مالیاتی بیشتری برخوردار است… در انگلستان سده هجدهم این مردم تنگدست بودند که از معافیت مالیاتی برخوردار بودند حال آنکه در فرانسه مردم ثروتمند دارای این امتیاز بودند.» (ص۱۶۸)
* توکویل سالها پیش روش علمی را در تحلیل سیاسی به‌کار برد یعنی سعی کرد بدون پیش‌داوری وارد آزمایشگاه علوم انسانی (تاریخ) شود و با نتیجه‌گیری متفاوتی از آن خارج شود: «زمانی که این بررسی را آغاز کرده بودم سرشار از عداوت با ارباب کلیسا بوده‌ام و آنگاه که آن را به پایان رسانیده‌ام سرشار از احترام به آنها شده‌ام.» (ص۱۹۱)
* توکویل در بدیهیات شک کرد: «نباید صرف فرمان‌برداری از اقتدار را چونان نشانه‌ای از پستی اخلاقی بپنداریم.» (ص ۱۹۷) توکویل حرف‌های غیرمنتظره زد «در آن زمان [رژیم پیش از انقلاب فرانسه] آزادی به مراتب بیش‌تر از امروز بود.» (ص ۱۹۷)
* توکویل همرنگ جماعت نمی‌شد حتی همرنگ شدن اشراف با جماعت را سبب سقوط آنها می‌دانست: «از آنجایی که بی‌دینی باب روز و یک نوع سرگرمی برای زندگی تن‌پروانه اشراف شده بود و نجیب‌زادگان به رواج بی‌دینی تنها در میان خودشان ارضا نمی‌شدند می‌کوشیدند تا افکار بی‌دینانه‌شان را در میان طبقات پایین‌تر نیز رواج دهند.» (ص ۲۴۸)
«‌با آنکه مقدر شده بود که نجیب‌زادگان با انقلاب نابود شوند اما در هنگام رخداد انقلاب، آنها در رفتار با شاه بسیار پرخاشگرانه‌تر از طبقه سوم که می‌بایست سلطنت را سرنگون سازد عمل می‌کردند.» (ص ۱۸۶)
الکسی دو توکویل متفکری متفاوت بود. متفکری که به دلیل متفاوت بودن از سرمشق حاکم بر جهان روشنفکری غریب و تنها مانده است. اکنون اگر فرانسویان با انتخاب نیکلاس سارکوزی به توکویل رجوع کرده‌اند چرا ما که صد سال پیش خیال می‌کردیم به تبعیت از انقلاب کبیر فرانسه به انقلاب مشروطه دست زده‌ایم توکویل را به عنوان بزرگترین معرف انقلاب فرانسه نخوانیم؟ اگر برای فرانسوی‌ها مرغ همسایه (کارل مارکس) غاز است، چرا ما باید از میان دوپیش‌گوی بزرگ تاریخ - مارکس و توکویل - اولی را انتخاب کنیم؟ مگر مرغ همسایه با مرغ همسایه فرقی می‌کند.







اندیشه 
اندیشه های آلکسی دوتوکویل درباره جامعه فرانسه وآمریکای قرن نوزدهم یکی ازمنابع جدی برای فهم جامعه جدیداست.جامعه شناس برجسته ای چون ریمون آرون ،توکویل راازبنیانگذاران علم جامعه شناسی دانسته و شان اصلی این علم رافهم روندهای شکل دهنده جامعه جدیدمی داند.(آرون:1370).

ریمون بودن،ازدیگر جامعه شناسان صاحب نفوذمعاصرنیزمعتقداست روندهایی که توکویل درصدوهفتادسال پیش تشخیص داده هنوزازروندهای جدی جامعه کنونی ماست.(بودن : ۱۳۸۳).

این نوشته باطرح اندیشه توکویل سه هدف رادنبال می کند.اول،شکل گیری "قدرت اجتماعی"درجامعه جدیدرابه عنوان یکی ازروندهای اساسی که توکویل تشخیص داده است،توضیح می دهد.دوم،در جامعه جدیدبه چه شکل هایی این قدرت اجتماعی اعمال می شود.سوم داروی شفابخشی راکه توکویل برای مهارپیامدهای نامطلوب قدرت اجتماعی برمی شمردبرجسته می کند.


خطر درجامعه مدرن

جامعه جدیدچگونه جامعه ای است؟برای فهم جامعه جدیددراندیشه توکویل بایدنظریه کلان اوراموردتوجه قراردهیم.اگرنظریه کلان آگوست کنت،کارل مارکس وامیل دورکیم به ترتیب نامشان جامعه صنعتی،جامعه سرمایه داری،جامعه ارگانیکی است نام نظریه توکویل"جامعه دموکراتیکی "است.جامعه دموکراتیک (یابقول جامعه شناسان متاخر مدرنیته)جامعه ای است که خصیصه اصلی اش میل به"برابرشدن شرایط اجتماعی" است.درجامعه مذکورتمایزات ناشی ازخانواده،قومیت،نژاد،مذهب وطبقه رسمیت ندارد و اغلب اعضای جامعه میل به برابرشدن دارند.منظورتوکویل ازمیل به برابری به معنای برابری فکری وبرابری اقتصادی نیست.زیراچنین برابری ای نه ممکن ونه مطلوب است بلکه منظوراوبرابری اجتماعی است.یعنی پایه های نظری وعملی تفاوت های موروثی به تدریج سست می شودوهمه مشاغل،ومناصب وافتخارات درجامعه می توانددردسترس همگان باشدوتعدادکثیری ازاکثریت جامعه شرایط زندگی شان به هم نزدیک شود.هدف این جامعه همچون جوامع پیشامدرن کسب افتخاروعظمت نیست بلکه رفاه وآرامش 
بیشتربرای اعضای جامعه است.توکویل پس از سفرش به آمریکا درمقام تعیین مصداق چنین جامعه ای رادرمیان بورژواپیوریتن های مسیحی این کشورمشاهده کرد.البته اومداح ومبلغ جامعه دموکراتیکی آمریکایی نیست.بدین معناکه نه با دموکراسی انتظاردگرگون کردن همه سرنوشت بشرراداردونه همچون متفکران محافظه کارفرانسه چون ادموندبرک(97-1729)

اساس این جامعه رادرحال تجزیه وتلاشی می بیند.دموکراسی برای اوازیک طرف خصیصه بنیادی جامعه جدیداست وبرای تعدادزیادی ازآدمیان رفاه راتسهیل می کندوازطرف دیگراین رفاه هیچ گونه درخشش وعظمتی درخودنداردحتی این جامعه بامخاطرات سیاسی – اجتماعی جدی روبه رواست.چراجامعه دموکراتیک جامعه خطرناکی هست؟درنگاه اول جامعه دموکراتیک جامعه خطرناکی به نظرنمی رسد.زیرارژیم سیاسی متناسب بااین جامعه رژیم آزادمنش است.بدین معناکه شهروندان جامعه همه باهم برابرندوهیچ فردی برفرددیگری از حق ویژه برخوردار نیست.اداره چنین جامعه ای نمایندگان مردم طبق سازوکارهای دموکراسی پارلمانی منتخب موقت مردم هستندوفرمان حکومت رابه دست می گیرند.ظاهراً حکومت دموکراتیک مذکوربایدحافظ حقوق شهروندان باشدومدیریت حل معضلات جامعه رابرعهده بگیرد.توکویل کم وبیش حضورچنین رژیم دموکراتیک آزادمنشی رادرجامعه آمریکا تصدیق می کند.اماعلیرغم پیروزی انقلاب شکوهمندوآزادیخواهانه(1879)مردم فرانسه به جای شکل گیری رژیم آزادمنش ودموکراتیک شاهدشکل گیری رژیم استبدادی دموکراتیک دراین کشوراست،یعنی رژیمی که به نام اکثریت مردم به شهروندان اعمال قدرت می کندوبه جای مردم سالاری مردم سواری می کند.ازاین روجامعه فرانسه برخلاف جامعه آمریکا آن زمان جامعه خطرناکی است وازچاله استبدادسیاسی رژیم پیش ازانقلاب به چاه استبدادجمعی واجتماعی پس ازانقلاب افتاده است.

 
قدرت اجتماعی

ازنظرتوکویل سربرآوردن دونوع رژیم سیاسی ازدل جوامع دموکراتیک – رژیم آزادمنش دموکراتیک واستبدادی دموکراتیک- رابایددرشکل گیری "قدرت اجتماعی"دراین جوامع جستجوکرد.منظورازشکل گیری روند"قدرت اجتماعی"در جامعه دموکراتیک چیست؟درجامعه برابری خواه جدیدسازوکارهای تثبیت کننده موقعیت های فامیلی ،قومی،مذهبی وطبقاتی (یابه اصطلاح نهادهای میانی سنتی)ازسکه می افتدوجامعه دروضعیتی قرارمی گیردکه"فرد"فرمانروای سرنوشت خویش می شود.امابرخلاف انتظار،هستی این فرددرمعرض نابودشدن نیزهست.زیرااین افرادپراکنده وذره ای دربرابرقدرت افرادویاسازمان هایی که به نام جمع براعضای جامعه مدیریت می کنند(یاهمان قدرتاجتماعی)ناتوانند.تاجائی که ازنظرتوکویل "قدرت اجتماعی" مذکور حتی می تواندازقدرت سیاسی شاهان درجوامع قدیم ستمگرانه ترباشد.درقرن هجدهم،مونتسکیو(استاد فکری توکویل)آثارسوءقدرت سیاسی واستبداددلبخواهانه وخودسرانه شاه راتشخیص داده بود ومی گفت دربرابرچنین قدرت آمرانه ای توصیه 
وموعظه به شاه سودمندنیست وازاصل قدرت دربرابرقدرت وازاصل لزوم تفکیک وتعادل قوابرای جلوگیری ازخودسری های حکومت حمایت می کرد.توکویل این کشف سیاسی مونتسکیوراقبول دارداما به کشف جدیدیاکشف "استبدادجمعی"دست می زند.ازنظراواگردروضعیت جامعه جدیدغورکنیم روندشکل گیری قدرت اجتماعی یااستبدادجمعی را(به خاطررشدفردیت فزاینده ازیک طرف وفروپاشی نهادهای میانی جامعه ازطرف دیگر)تشخیص می دهیم.توکویل می گویداگردرجوامع دموکراتیک این قدرت جمعی استبدادی کنترل شود،همچون آمریکای قرن19،می توان شاهدنظام های سیاسی دموکراتیک آزادمنش بود.ولی اگراین قدرت استبدادجمعی مهارنشودماهمچون فرانسه شاهداستبداددموکراتیک ومردم سواری به جای مردم سالاری خواهیم بود.


  اشکال اعمال قدرت  

روند اعمال قدرت اجتماعی راتوکویل درچندلایه موردتوجه قرارمی دهدوروشن می کندکه چراافرادآزادشده درجامعه دموکراتیک برای مهارآن بامشکل روبه روهستند.حداقل سه شکل ازاعمال قدرت اجتماعی در دوکتاب توکویل قابل ردیابی است.اول نفوذقدرت اجتماعی درعرصه سیاسی است.دراین عرصه به جای شکل گیری نظام ساسی خدمتگزاربه افرادنظام سیاسی زورگوومردم سوارشکل می گیرد.زیراوقتی حکومت وحکمرانان به نام مردم برنامه های خودرااعلام واعمال می کنند،اگرافرادجامعه بابرنامه های مذکورمخالف باشندامکان اعتراض جمعی درمقابل این برنامه هاراندارند.امکان اعتراض جمعی وقتی میسراست که مردم بتوانندخودرابرای اعتراض به صورت دسته جمعی"بسیج"کنند،درحالی که مردم امکان بسیج دائمی ندارند.تنهاراه هایی که دربرابرمردم وجوددارداین است که یاچهارسال صبرکنندتا اعتراض خودرابارای مخالف دادن درسرصندوق های رای به حکمرانان اعلام کنندیانسبت به عرصه سیاست بی تفاوت وبی حس شوند.بی حسی وناامیدی مذ کوردرمیان شهروندان یکی ازعوامل تداوم خطرمردم سواری درجوامع مدرن ودموکراتیک است.به قول بودن"عامه مردم برآن خواهندشدکه میدان عمل رابرای به بارآمدن نتایج انحرافی وآشفته سازحاصل ازنیات نیکوی دولت به کلی آزادبگذارند."(بودن:15).

بودن به عنوان مثال سیاستهای همسان سازدولت ها(مثلاًفرانسه) درزمینه آموزش وپرورش بدون ارتباط واقعی بامشکلات مردم وبدون مشورت بااولیای خانواده صورت می گیرد.سیاست هایی که هزینه های هنگفتی رابرافرادجامعه تحمیل می کندوبطورسیستماتیک نابرابری رادرجامعه تثبیت می کند.این مردم سواری درحالی اعمال می شودکه اعضای جامعه نمی تواننداقدام موثری دربرابر سیاست های یکسان سازحکومت ازخودبروزدهند.شکل دوم اعمال قدرت اجتماعی ،اعمال قدرت از طریق "عقیده عمومی"است توکویل می گوید"دراکثرزمینه هاوتصمیم گیری های جامعه جدید نمی توانیم درستی وحقیقی بودن امورراتشخیص دهیم وناگزیر ازتکیه کردن به دیگری هستیم.حتی"هیچ فیلسوف بزرگی درجهان نیست که دریک میلیون موردازاموربنیادکاررابراعتقادبه دیگری قرارندهدوبه آن باورنکند."(همان:29).

لذاجامعه پیچیده ومتنوع جدیداین ویژگی راداردکه افرادجامعه چیزی را"درست"بدانندکه دیگران آن رادرست می دانند.به بیان دیگرعقیده دیگران (یاعقیده مشترک)یگانه راهنمای عقل افرادقرارمی گیردوبدینسان عقیده مشترک باسنگینی عظیمی برذهن هریک ازافرادتاثیرمی گذارد(همان).ازنظرتوکویل سلطه عقیده عمومی یاایدئولوژی ها-درجامعه دموکراتیک،حکم دین رادرجامعه پیشامدرن پیدامی کند.افرادجامعه ازهرسودرمعرض افکارگوناگون قراردارندوبوسیله"اصل برابری"کشف واقعیت امور می تواند لوث شود.بدین معنا که گویی همه عقایدهم ارزش وناچیزشمرده می شودوزمینه برای نفوذاستبدادعقیده عمومی فراهم میشود.پس سلطه عقیده عمومی نیز باویژگی برابری خواه جامعه دموکراتیک درارتباط است.به عنوان مثال بودن،این سوال رامطرح می کندکه چرا"نظر یه وابستگی"دردهه هفتادبه یک عقیده عمومی درمیان متفکران –خصوصاًمتفکران جهان سوم- تبدیل شد.علت این نفوذبه خاطردرستی تجربی نظریه 
مذکورنبودبلکه این نظریه ازاصل "برابریگتغذیه می کرد،زیراطبق این نظریه کشورهای مرکزحق کشورهای پیرامون رابااستخراج منابع اولیه آن ها (وتحمیل تولیدات وکالاهای خودبه این کشورها)پایمال کرده بودند.لذاچون این نظریه نابرابری کشورها رابرجسته می کردازسوی شنوندگان درست قلمداد می شدوباعث شددرچنددهه گذشته عوامل درونی توسعه نیافتگی کشورهای جهان سوم موردتوجه قرارنگیرد.شکل سوم اعمال قدرت اجتماعی می تواندازطریق جباریت کارشناسان،نخبگان وحتی روشنفکران اعمال شود.همان مردم سواری که دولت مردان می توانندبه نام مردم برافرادجامعه اعمال 
کنندکارشناسان ونخبگان هم می توانندبه نام کل اعضای سازمان واتحادیه وحزب خودبراعضاتحمیل کنند.حتی این طورنیست که روشنفکران،به خاطرنیروی نقادخود،اسیروضع موجودنشوندوزیربارمردم سواری نروند.توکویل معتقداست حتی روشنفکری مثل ولترکه سه سال درانگلستان زندگی کرده بوداساساًتوجهش به نهادهای آزادمنش ودموکراتیک انگلستان جلب نشدوهنگامی که به فرانسه بازگشت برآن تاکیدنکرد.یامتفکران اقتصادی بلندآوازه فزیوکرات فرانسه بااطمینان کامل ازآزادی عمل اقتصادی درهرجاوتوسط هرکس،بدون اینکه هیچ مانعی رادربرابرقدرت بی مهاردولت مطرح کنند،دفاع می کردند.به بیان دیگراین متفکران ازاصل متناقض اقتصاد رقابتی حکومتی!دفاع می کردندبدون اینکه بایک نقدجدی ازسوی افرادجامعه روبه روشوند.جدای ازخطرجزم گرایی ،روشنفکران همچون مردم عادی ازاصل "خواهی نشوی رسواهمرنگ جماعت شو!"نیزتاثیر می پذیرند.


 مقاومت دربرابرقدرت اجتماعی

 دراندیشه توکویل دربرابر خطردایمی قدرت اجتماعی(درپایمال کردن هستی فرد)میتوان به چهارنکته اشاره کرد.اول اینکه اوجامعه شناس نوستالژیکی نیست که برای بی پناهی فرددرجامعه جدیددرآرزوی بازسازی نهادهای میانی دوران پیشامدرن باشد.ازنظراوپایه های فکری،اقتصادی واجتماعی اغلب نهادهای میانی دوران مدرن(مانندنهادکلیسای کاتولیک ،نظام فئودالی ونهادهای اشرافی)به سرعت درحال فروپاشی است وبازگشت به گذشته ممکن نیست. دوم،نهادهای میانی مدرن ماننداتحادیه های صنفی،سندیکاهای کارگری،انجمن های علمی ،هنری ،ادبی وجنبش های اجتماعی می توانند دربرابرقدرت اجتماعی وخطرمردم سواری مقاوت کنند.اماتوکویل معتقداست که حضور همه جایی اشکال قدرت اجتماعی خصوصا قدرت عقیده عمومی چنان قوی است میتواند مجال تنفس وحیات موثرراازنهادهای میانی ،مدنی و فرهنگی نیزبستاند.سوم،توکویل به دومولفه نیروی دستگاه قضایی وقدرت روزنامه ها بهای بیشتری می دهد.  ازنظراوقدرت قاضیان عدلیه دردوران پیشامدرن نیز یک نیروی سیاسی دربرابرقدرت شاه بود. امابازهم به عقیده وی نیروی قضایی نمی تواند نیروی همیشه درصحنه قدرت اجتماعی رابه طوراساسی خنثی کند.زیراحتی دادگستری مستقل ازحکومت(که مونتسکیو برآن تاکید می کرد)عمدتا درمواقعی می تواندعمل کندکه شکایتی به آن ارجاع شوددرغیراینصورت امکان مقاومت ندارد.روزنامه هاهم می تواند دربرابر فریب حکمرانان وعقایدکلیشه ای عمومی مقاومت کند.ولی توکویل توجه مارابه ضعف روزنامه نگاران جلب می کند.روزنامه نگاران هم اسیر"گزینش دلبخواهانه"هستند.یعنی اغلب روزنامه نگاران دنبال سوژه هایی میروندکه دوست دارنداتفاق بیفتد.یابه دنبال مصادیقی می گردندکه مؤیدنظرات موردعلاقه آنان باشد.بقول روشنفکران فرانسوی روزنامه صاحب نفوذی چون"لوموند"سال هارونق اقتصادی اتحادجماهیرشوروی را،بدون توجه به حضورهمه جائی وحشتناک توتالیتاریانیسم،به خواننده فرانسوی القا می کردودل مردم رامی برد.بنابراین باتوجه به چهارنکته مذکوراین سوال پیش می آیدپس آن داروی شفابخشی که توکویل برای علاج خطرمردم سواری درجامعه دموکراتیک آزادمنش تشخیص داده چیست که درجامعه دموکراتیک استبدادی فرانسه کمیاب بود؟

  داروی شفابخش ایمان مذهبی  

داروی شفابخش رابایددرمقاومت"فرد"درجامعه جدیدجستجوکردامانه هرنوع"فردی".از نظر او افرادخاصی می تواننددربرابرخطرات قدرت اجتماعی و مردم سواری مقاومت کنندآنها پیوریتن ها یابورژواهای مذهبی در آمریکای نیمه دوم قرن 19 هستند.این افرادتعدادشان درآمریکا بیشترازفرانسه دوران توکویل بودبه همین جهت آمریکا،شاهددموکراسی آزادمنش ودرفرانسه شاهددموکراسی استبدادی بود.دراینجامنظورتوکویل راازفردخاص بیشتربایدروشن کرد.اومعتقداست افراددرشرایط عادی فرق بین آنچه که"حقیقی"است باآنچه که"عمومی"است(وازناحیه جامعه القامی شود)می فهمند.لذافردمی تواندتحمیق واسیرنشودو"دلش می خواهدآزادبماند".(همان:47).

همین که فردمی تواندآثارسوءقدرت اجتماعی راتشخیص دهدحکایت ازآن داردکه وی کاملاًسرسپردهنیست.این ویژگی انتقادی وحرکت بافاصله فردازجمع واین روح آزادگی نکته ای است که درفرایندجامعه پذیری افراددرجامعه بایدموردتوجه قرارگیردوآموزش های مذهبی نقش محوری دراین فرآینددارند.توکویل فردفرهیخته ای است که به هیچ دستگاه فکری و اصولی جزمی دل نمی بنددولی بر"یقین های اخلاقی"که ریشه درآموزش های ادیان الهی دارد،تاکیدفراوانی می کند.اوشان احکام توصیفی وتبیینی"بودن"امور راازشان احکام اخلاقی "چگونه بودن"امورجدامی کند.به بیان دیگراومتفکری است که درتشریح امورجامعه احکام توصیفی رابااحکام تجویزی واخلاقی مخلوط نمی کند.ولی اوبه جدمعتقداست که "چگونه بودن"جزو مسئولیت های فردی است واین مسئولیت های فردی وقتی متعهدانه ومسئولانه انجام می گیردکه فردبه ارزش های واقعی (مثل حقیقت جویی و احترام به دیگری)اعتقادداشته باشد.ارزش هایی که ادیان الهی مبلغ آن هستند.اومی گویداستبدادجمعی به ایمان مذهبی نیازندارد،(تنهابه مقداری ترس نیازدارد)بلکه آزادی به یقین های اخلاقی ودینی نیازدارد.زیرادموکراسی آزادمنش متکی برافرادوشهروندانی است که مسئولانه واخلاقی عمل می کنندوافرادی بی حس وبی 
مسئولیت نیستندکه اگرچنین باشندمستحق سواری دادنند.ازاین دوتوکویل آشکارا روشنفکران فرانسه رابه بادانتقادمی گیرد.می گویداین روشنفکران نقدنهادهای کلیسا رادردوران مدرن تانفی ایمان مذهبی افراد به پیش برده اند.لذادموکراسی فرانسوی از"ایمان مذهبی"وازمسئولیت شناسی فردی وازتعهداخلاقی شهروندی محروم است.به بیان دیگرجامعه دموکراتیک وبرابری خواه فرانسه درشرایط کم بودن تعدادافراداخلاقی ومسئول،،نظام سیاسی دموکراتیک استبدادی راتولیدمی کند.



















منابع و مآخذ


سایت بانک مقالات فارسی، مقاله(قوچانی،محمد)

کتاب انقلاب فرانسه و رژیم پس از آن،نویسنده(دوتوکویل،الکسی)، ترجمه(محمدرضا مهدوی)، نشرنی

روزنامه اعتماد ملی، (محمدخانی،نجمه)

روزنامه صدای عدالت،13 بهمن،1386 ، شماره 1828 ، (جلایی پور، حمیدرضا)



www.daneshnameh.roshd.ir

/ 0 نظر / 16 بازدید