نقدی مختصر بر ایرانی

 

این تصور که کسی می تواند به رغم گرایش های مردم بر آنان حکومت کند بیشتر از یک توهم نیست .

 

جامعه ایرانی در حالت عادی ، امثال سالارها و آصف الدوله ها و میرزا آقاخان ها را تولید می کرد و اگراستثنا و اشتباها اشخاصی مثل قائم مقام یا امیر کبیر پا به عرصه فعالیت می گذاشتند ، این فرهنگ به سرعت رفع اشتباه می کرد و در فاصله یکی دو سال این بزرگان را می کشت که به راستی این ملت در خور این بزرگان نبود.این نوع هم سنخی در تمام فرهنگ ها وجود دارد ، اگر شما به جامعه آمریکایی نگاه کنید فرق چندانی بین آیزنهاور ، ترومن ، نیکسون ، فورد و ریگان نمی بیند و اگر هم استثنا شخصی مثل کارتر در شرایط خاص روی کار آید و جامعه دچار اشتباه شود به سرعت رفع اشتباه می کند و خود را تصحیح می نماید و او را با شخص مناسب فرهنگ خود عوض می نماید . سیاست خارجی امریکا ، از نیمه دوم قرن نوزدهم که آن کشور در جهان قدرت اقتصادی قابل ملاحظه ای یافت و از اوایل قرن بیستم که به اولین قدرت جهانی در اقتصاد تبدیل شد و از بعد جنگ جهانی دوم که اولین قدرت سیاسی نیز شد ، یک خط را دنبال می کند و آن حفظ منافع آمریکا در جهان است .

 

 

  • دستم بوی گل می داد مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند اما هیچ کس فکر نکرد که شاید من یک گل کاشته باشم .


 

/ 0 نظر / 12 بازدید